خرید بک لینک

ساعت: 14:11 منتشر شده در مورخ: 1395/03/02 شناسه خبر: 743311

نیمه شعبان بعد از لیله القدر ، بافضیلت ترین شب هاست و شبی است که حق تعالی فضل خود را به بندگانش عطا می کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرافلاک،فضیلت شب نیمه شعبان بیش تر از آن است که ذکر شود. به آن لیله البرات و لیله الصک و لیله المبارکه و لیله الرحمه نیز گفته اند. این شب بعد از لیله القدر، بافضیلت ترین شب هاست و شبی است که حق تعالی فضل خود را به بندگانش عطا می کند.

امام صادق (ع) می فرمایند: ((نیمه شعبان شبی است که حق تعالی آن را برای ما اهل بیت قرار داد در برابر لیله القدر که آن را برای پیامبر (ص) قرار داده است.))

در این شب خداوند به احسان خود، گناهان بندگانش را می آمرزد. حق تعالی به ذات مقدس خودش قسم خورده که در این شب هیچ سائلی را از درگاه خودش نراند، مگر آن که آن سائل از خدا انجام معصیتی را خواسته باشد.

از ابتدای این شب تا آخرین لحظات آن از جانب خدای متعال ندا می رسد که آیا استغفار کننده ای هست که به خاطر گناهانش طلب آمرزش کند تا من او را بیامرزم؟

اعمال این شب مبارک فراوان است؛ از جمله آن ها غسل است و احیاء و شب زنده داری به نماز و دعا و استغفار. اما بافضیلت ترین عمل در این شب زیارت امام حسین (ع) است. آمده است که اگر کسی خواست روح یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر با او مصافحه کند، در این شب امام حسین (ع) را زیارت کند و کم ترین حد این این زیارت آن است که زیر آسمان یا روی بام بروی ، سمت راست و چپ خود را نگاه کنی ، ان گاه سر به آسمان بلند کنی و بگویی: السلام علیک و رحمه الله و برکاته

سلطان عصر امام زمان (عج) در سر این شب متولد شد. شیخ صدوق از حکیمه دختر امام جواد (ع) روایت کرده که : امام حسن عسگری (ع) کسی را به سراغ من فرستاد که : ای عمه ! افطار پیش ما باش ؛ امشب شب نیمه شعبان است و خداوند تبارک و تعالی حجت خود را در زمین ظاهر می کند. خدمت ایشان رفتم و عرض کردم به خدا که در همسر شما نرجس اثر حملی پیدا نیست. حضرت فرمودند : همان است که به تو گفتم .نماز خواندم، افطار کردم و خوابیدم . برای نماز شب که بیدار شدم و نافله شب را خواندم ، نرجس هنوز خواب بود . مشغول تعقیبات شدم. خوابم گرفت اما دوباره از خواب پریدم . نرجس هم چنان خواب بود ؛ اما خیلی زود بیدار شد و آماده نماز شب شد . هنوز هیچ آثاری از حمل در او پیدا نبود. در دلم چیزی گذشت که ناگهان صدای حضرت عسگری (ع) بلند شد که : (( ای عمه تعجیل کن ! امر ولادت نزدیک است. ))

شروع به خواندن سوره سجده و یس کردم که دیدم نرجس به حالت فزع در آمد. به او گفتم: آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت: بله ... اما هر دوی ما را خواب سبکی فرا گرفت. وقتی بیدار شدیم ، آن مولود مسعود به دنیا آمده بود. جامه را از روی او برداشتم ، دیدم در سجده است. او را در آغوش گرفتم. پاک و آراسته بود . صدای پدرش بلند شد که ای عمه پسرم را بیاور.

او را پیش پدرش بردم. حضرت دست های خود را زیر ران و کمر و قدم های نوزاد را بر سینه مبارک خود گذاشت و زبان مبارکش را در هان او برد و دست برچشم و گوش و مفاصلش کشید و فرمود : پسرم ! تکلم کن ! کودک به سخن آمد: اشهد ان لا اله الاالله و حده لا شریک له و اشهد ان محمد رسول الله )) پس برامیر المونین و سایر ائمه صلوات فرستاد تا به نام پدر بزرگوارش رسید و ساکت شد.

منبع : م- فرهنگی /اجتماعی آشنا

انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 17:13

صفحه بندی