ساعت: 21:30 منتشر شده در مورخ: 1395/02/30 شناسه خبر: 740650
یکى از شعارهاى فریبنده، که در افق فکرى فمینیسم خودنمایى بیشترى دارد «حقوق زن » وحمایت از آن استکه حمایت از زن اگر جدى و به دور از فریب کارى باشد، ارجمند است. زیرا درمکتب دین به ویژه اسلام زن جایگاه ویژه اى دارد ولى متاسفانه فمینیسم در اصل شورشى علیه نگرش سنتى به زنان و نقش آنان در جامعه است .
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان خبر فمینیسم اگرچه به معنای کنونی آن واژهای نوین است، ولی قدمتی به اندازه تاریخ دارد و اصطلاح «فمنیسم» برگرفته از کلمه «Feminin» به معنای زن یا جنس مؤنث است، که خود از ریشه لاتینی «Feminia»گرفته شده است. در زبان فارسی برای واژه فمنیسم معادل هایی مانند زن گرایی، زنانه گرایی و آزادی خواهی زنانه ارائه شده است.
یکى از شعارهاى فریبنده، که در افق فکرى فمینیسم خودنمایى بیشترى دارد «حقوق زن » وحمایت از آن استکه حمایت از زن اگر جدى و به دور از فریب کارى باشد، ارجمند است. زیرا درمکتب دین به ویژه اسلام زن جایگاه ویژه اى دارد ولى متاسفانه فمینیسم در اصل شورشى علیه نگرش سنتى به زنان و نقش آنان در جامعه است .
زن گرایان به بهانه احیاى حقوق زن ازهویت و ارزش زن کاستند. بدیهى است که زن گرایى هدایت نشده جز این، نتیجه اى ندارد. گرچه این تفکر (زن گرایى) عکس العمل طبیعى نادیده گرفته شدن زن و حقوق او، در تاریخ است ولى،چاره درد، را نباید در فمینیسم جویا شد.
درک این نکته مهم است که بر خلاف جهان غرب به ویژه آمریکا که میکوشد مرد و زن را به نحوی کمی و ظاهری، برابر قرار دهند، چنان که گویی هیچ تفاوت و تمایزی میان آنها نیست، اسلام، مردان و زنان را موجودات کامل کننده یکدیگر میداند.
تفاوت این دو جنس در نقش و وظیفه ظاهری اجتماعی آن دو است و اسلام در این زمینه، به نوعی استکمال زن و مرد نسبت به یکدیگر قائل است تا برابری کمی ایشان، انتقادی که غالباً به نقش زن در اسلام دارند بیش از هر چیز اطلاق متکلفانه رسم و روشهای غربی بر جهان اسلام مبتنی است.
مؤسسان تمام ادیان اصلی جهان، همگی نوآور بودند. تمام پیامبران باعث ایجاد تغییرات اجتماعی به نفع حقوق زنان و کودکان بودند. به عنوان مثال مسیحیت با ورود خود سطح حمایت از بیوه زنان را افزایش داد. اسلام هم از همان آغاز زنده به گور کردن و سوء رفتار با فرزندان مؤنث را باطل خواند و قوانینی وضع کرد تا براساس آن زنان متأهل از حمایت و حقوق بیشتری برخوردار شوند.
آمارها نیز از ایالت متحده آمریکا نشان می دهد در آمریکا سالانه به طور متوسط ۳۰۰ هزار زن مورد تجاوز به عنف قرارمی گیرند، یعنی از هر هزار زن آمریکایی ۲ نفر دچار خشونت های جنسی و تجاوز می شوند. همچنین در ادامه این گزارش فهمیده می شود که نیمی از زایمان های زنان زیر سی سال حاصل از ازدواج نبوده است.
در همین رابطه حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز، معتقد است: «خروجی اندیشه مدرن در پست مدرن می شود فمینیسم و فمنیسم یعنی روش و قائده ای که در آن حیا جایی ندارد و در یک جمله ساختار حیاشکنی است و در حالی که اساس اندیشه و رفتار شیعی در حیا است.»
با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپای سایر اقشار اجتماعی تغییر کرد. ازاین رو، مشروطیت را باید نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران دانست؛ زیرا، آثار شگرفی در تغییر نگرش ها در میان زنان بر جای گذاشت و جامعه ایرانی را نادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب کشاند.
نگاه اسلام به حقوق زن و مرد
در نگاه اسلامی، زن و مرد در عنصر وجودی خلقت و در انسانیت یکی هستند. خداوند متعال زن را از همان عنصر مرد آفرید تا دوگانگی و عدم سنخیت و یا تضاد اساسی بین ایشان پدید نیاید. زن و مرد در کسب مقامات انسانی و ملکوتی به صورت یکسان و مساوی شامل رحمت و عنایت پروردگار هستند و حساب و پاداش یا عقاب در مورد هر دو به صورت یکسان اعمال می شود. ولی ابزار حیات و مأموریت هر یک در دنیا برای ایشان متفاوت است و زمینهها و استعدادها و روشهای کسب مقامات انسانی و ملکوتی ایشان متفاوت وضع شده است یعنی با توجه به تفاوت های تکوینی زن و مرد، قوانینی متناسب با نظام تکوینی آنها تعریف شده است.
زن از آن جهت که زن است و مرد نیز از آن جهت که مرد است در جهاتی همانند نیستند، زیرا در آفرینش و طبیعت، یکنواخت نیستند. از این رو با تساوی کاملی که در انسانیّت دارند و از ارزش یکسانی برخوردارند، از جهت مسائل حقوقی، وظایف، تکالیف، مجازات ها و… وضع مشابهی ندارند.
اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مشکلی ندارد بلکه تشابه کامل حقوق این دو را نمی پذیرد. با توجه به تفاوت فیزیکی و روانی زن و مرد در خلقت، نمی توان حقوق برابر و مساوی برای آنان در نظر گرفت چرا که بسته به توانایی ها و قابلیت های زن و مرد چه از لحاظ نیروی بدنی و چه از لحاظ روانی حقوق و وظایفی برای آنان تعریف شده است.
قرآن زن و مرد را از یک عنصر آفرید تا هر دو در مسیر کمال در یک مدار حرکت کنند و اگر هر یک از زن یا مرد از مسیر خود که با توجه به شرایط ویژه اش برای او در نظر گرفته شده، منحرف شود به ناهنجاری می انجامد. زن و مرد تکمیل کننده یکدیگرند که باید هر یک پشتوانه دیگری باشد تا در درجه اول نظام خانواده شکل بگیرد و محیطی امن و آرام در آن ایجاد گردد تا فضای مناسب برای رشد و تعالی آن دو و فرزندانشان فراهم گردد. در درجه بعدی که اولویت دارد، زن و مرد باید یکدیگر را در سلوک الی الله یاری رسانند و در این راه هر یک راهنمای دیگری و تأمین کننده آرامش او باشد.
زنان را همچون لباس، موجب آبرو و جمال و حفظ حیات بشری و حافظ حیثیت مردان قرار داد و مردان را نیز همچون لباس، موجب حفظ و جمال و حیات بشری و حافظ حیثیت زنان قرار داد.
اندیشه فمینیسم خوارکنندهترین مکتب در معرفی شخصیت زن
مکتب فمنیسم خوارکنندهترین مکتب در معرفی شخصیت زن است زیرا فمنیسم از زن یک مرد ناقص و قابل ترحم معرفی می کند و سپس حقوق او را در رقابت با مردان قرار می دهد و در دفاع از او تلاش مینماید.
فمینیست ها با قطع پیوند میان انسان و خدا بر حاکمیت انسان تأکید میکنند. از ویژگی های بارز فمینیسم، سیاسی پنداشتن تفاوت های جنسیتی است.
در یک تعریف کلی فمینیسم مجموعه حرکت ها و فعالیت های اجتماعی با هدف احقاق حقوق زنان و رفع تضییق از آنان است که غالباً به وسیله خود زنان انجام می گیرد. در یک کلمه، فمینیسم اندیشه غرب در مورد زن است.
این اندیشه که در فکر مبارزه با مردان و همچنین برابر شدن با مردان در تمام امور است، اکنون به عنوان یک برنامه و نقشه و حربه حقوق بشری، توسط غرب علیه موجودیت زن مسلمان و ارزش های اسلامی به کار گرفته شده است. به دیگر سخن فمینیسم رسالتش را در دفاع از حقوق زن محدود و منحصر نکرده؛ بلکه در صدد ارائه تفسیر جدیدی از جهان و انسان است.
فمنیستها به نقش زن در حیات انسانی نگاهی متحجرانه دارند زیرا رویکرد جنسیتی و زنانه به نقش و حقوق زنان می دهند و این همان آغاز تحجر است. از آن جا که فمنیسم بر اسرار خلقت دست نیافته است از حقیقت وجودی زن صحبت نمیکند و نمی تواند در این ساحت مطلبی عرضه نماید. زیرا اطلاعاتش براساس اومانیسم که ریشه در پوزیتیویسم دارد، می باشد و این مکاتب در شناخت حقیقت زن ناتوانند، چون کشف حقیقت انسانی، از توان آزمایش و آزمایشگاههای حسّی پوزیتیویسم خارج است.
مکتب فمینیسم تنزل دهنده مولفههای انسانیت زن است. به دیگر سخن تمامی مولفه ها و شاخصهایی که در رفتار زنان بارز است و حقیقتی انسانی و شریف دارد را موضوعی احساسی معرفی می نماید. به عنوان مثال فمنیسم زیباشناسی زن را ناشی از احساسات زنانه می داند و از ریشة معرفتی و انسانی آن بی خبر است و لذا آن را تبدیل به مدگرایی و ابزار واقع شدن مینماید و بدین وسیله قبل از آنکه از حقوق زن دفاع نماید او را موجودی احساسی معرفی می نماید.
فمینیست نابیناست و از درک حقیقت زن عاجز است. همان گرگهایی که زن غربی را بازیچه امیال و وسیله کسب درآمد و ثروت و رونق اقتصاد خود قرار داده بودند در برابر مبارزات زنان علیه مردان، وارد توطئه، جنگ روانی، تحریف حقایق و فریب آنان شده و با ترفند های بین المللی و شعارهای زرق و برق دار، ضمن همراهی با زنان و گروه های مدعی فمینیسم در رسیدن آنها به حقوق و ادعاهایشان علیه مردان، مجدداً آنها را فریب داده و با دادن آدرس غلط، مسیر دادخواهی و مبارزه زنان غربی را منحرف کرده و آنان را در سراشیبی غفلت و ذلت و بازیجه شدن قرار داده است که هنوز ادامه دارد.
با توجه به بنیان های فکری مکتب فمینیسم، نه تنها حقوق زن در این مکتب احقاق نمی شود بلکه آسیب های جدی را نیز برای شخصیت او در پی داردکه در زیر به توضیح آنها میپردازیم.
نگاه غرب به زن نگاهی تجاری و غیرانسانی است که همین نوع نگاه اساس همه بحران های خانواده در غرب است. زنان را از کرامت و انسانیت خود دور کرده و به موجودی بی هویت تبدیل کرده اند. عفت زن مهم ترین عنصر برای شخصیت زن است.
وسیله ای برای تعالی و تکریم شخصیت زن است. آنها با بیان آزادی جنسی و تأمین لذات مادی این عفت را از زن گرفتند و زن را در دستان مردان هوسباز اسیر کردند. بی توجهی به اخلاق در گرایش های فمینیستی تا بدان جا پیش رفت که زنان به عنوان کالای تجاری خرید و فروش میشدند و ملعبه دست هواپرستان قرار گرفته بودند. از ارزش های مکتب غربی، عریان کردن زنان در برابر مرد است تا تمتعات جنسی مردان برآورده شود. این همان مردسالاری است. این نوع نگاه برای اشباع مادی ترین خصلت بشری در مرد است که چیزی جز تحقیر و توهین نسبت به جنس زن نیست.
نتیجه این آزادی و فرهنگ برهنگی و اختلاط زن و مرد فروپاشی خانواده است. فرهنگ غرب با این بی بندو باری ها و آزادی شدید جنسی در برقراری روابط زن و مرد کانون خانواده را که محل آسایش و سکنی گزیدن انسان است هدف قرار داده است.
مکتب فمینیسم اصل بنیان خانواده را با این تفکر که نقش هایی چون مادری و همسری که اساس خانواده را تشکیل می دهد برای زن محدود کننده است هدف قرار داده و معتقد است زن باید طبق تفکرات اومانیستی آزاد و رها و در پی لذت جویی های خود باشد.
آنها حجاب و پوشش را محدودیتی برای زن می دانند که با وجود آن نمی تواند در فعالیت های اجتماعی آزادانه شرکت کند و به حقوق خود دست یابد.اما در فرهنگ اسلام حجاب هیچ محدودیتی را برای زن به بار نمیآورد همان گونه که در دوران انقلاب و دفاع مقدس زنان مسلمان ایرانی با همان چادرهای خود به میدان آمدند و در فعالیت های سیاسی و اجتماعی روز شرکت کردند و حتی مردان را نیز به دنبال خود وارد میدان ها کردند.
اسلام برای جلوگیری از اختلاط بی قید و شرط زن و مرد و جلوگیری از نگاه هرزه مردان هوسباز، حفظ حجاب را بر زنان واجب کرده تا انسانیت زن خدشه دار نشود و ارزش او در حد کالا و ابزار تنزل نیابد. در تکمیل آیه حجاب و وجوب حجاب بر زنان به مردان نیز توصیه کرده که از نگاه به نامحرم بپرهیزند.
فلسفه رعایت حجاب، حفظ عفت و حیای زن است و این حکم برای در امان ماندن گوهر وجودی زن از شکارچیان لذت جوست. اسلام با واجب کردن حجاب محدودیتی را بر زنان عرضه نداشته و حجاب هیچ منافاتی با فعالیت زنان ندارد.
چنان که در زمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس این امر به خوبی مشهود بود که زنان با حجاب کامل وارد میدان های نبرد با کفر و ستم شدند و در این وادی، مردان را نیز با عطوفت و شفقت خود به میدان ها آوردند و به پیروزی بزرگ نایل آمدند.
رعایت حجاب، علاوه بر حفظ عفت و شخصیت زن، ارزش های والای وجودی او را که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده است روشن می نماید و آیات وجودی زن تلاوت می شود. از آنجا که در تعلیم و تربیت اسلامی خانواده در متن است و به عنوان اصلی ترین نهاد تعلیم وتربیت انسان فعالیت می کند، لذا نقش مادر به عنوان اول معلم بشریت در سخن آموزی و القای عاطفه نمود بیشتری پیدا می کند.
اندیشه فمینیستی از آثار تفکرات سکولاریسم، لیبرالیسم و اومانیسم است و تنها در قلمرو «هوس مداری» و «آزادی مطلق» و «عدم توجه به وحی و احکام دینی» قابل طرح است و لذا به هیچ وجه با حقیقت و ماهیت دینی نسبتی ندارد، به همین جهت شعارهای سطحی فمینیستی برای جامعه اسلامی وصلهای ناچسب است و کسانی که درصدد ارائه تفسیرهای ناصواب و بدون ضابطه و تخصصی از متون دینی ما، نوعی فمینیسم اسلامی را پدید میآورند در واقع به دامان التقاط و روشنفکری یا عوام فریبی درغلتیدهاند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار