به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای هیرمند؛ فقر را در چشمانم می بینید، من کودک 5 ساله ای هستم که هم سن و سالانم امروز به در کنار خانواده خود به پارک ها برای تفریح می روند و به شادی می پردازند.
من در خانواده ای زیر خط فقر زندگی می کنم پدرم نیز فقیر بود، فقر در خانواده ی ما ارثی است یعنی از پدرم به ما منتقل شده است.
گاهی دلم می خواهد به گرمای این روزها بستنی از مغازه بخرم و همانند کودکان دیگر از خوردن آن لذت ببرم اما پول ضایعاتی که چمع آوری می کنم آنقدر کفاف ولخرجی های من را ندارد ؛ من اکنون مرد خانواده ای هستم برای خودم.
پدرم از کشور همسایه بود و با مادرم که ایرانی هست ازدواج کرد، او مدارک نداشت به همین دلیل ما را ترک کرد و به کشورش بازگشت.
این روزها از بزرگتر ها می شنوم که می خواهند یارانه بعضی ها را قطع کنند کاش یارنه ما راقطع نکنند زیرا مادرم تنها می تواند با آن زندگی مان را بچرخاند.
خدا کند امسال از طوفان های شدید سیستان خبری نباشد زیرا درب خانه هایمان آنقدر دیگر دوام ندارد که شدت طوفان ها را تحمل کند و بسیاری از این خاک ها به حلق و ریه های ما نفوذ می کند.
فقر در سیستان فقط به من خلاصه نمی شود من دوستانی را می شناسم که وضعشان بدتر از من است.
ای کاش کسی به فکر ما بود ....

انتهای پیام/م
برچسب:
نویسنده: استخدام کار