خرید بک لینک

ساعت: 13:58 منتشر شده در مورخ: 1395/02/03 شناسه خبر: 711527

عربستان نه تنها حاضر نشد دیه حجاج مظلوم را به بازماندگان بپردازد بلکه رفتارش روز به روز وقیحانه تر نیز گردید. به طوری که با باج دادن به برخی کشورهای کوچک که در معادلات بین المللی جایگاهی نیز ندارند باعث شد کهروابطشان را با ایران قطع کنند. و چه تلخ بود این قصه پاسپورد ایرانی که قرار بود عزت به آن برگردد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گام نیوز ؛اصلا قصد سیاه نمایی ندارم. ای کاش شرایطی پیش آمده بود تا به گونه ای دیگر می نوشتم. و با هر کلمه ای که بر کاغذ بر جای می گذاشتم یا بر مانیتور رایانه نقش می بست احساس غرور می کردم. ولی باید گفت که این گونه نیست. جنا ب آقای روحانی آنگاه که توسن ریاست جمهوری را زین کرده بود هر لحظه رجزهایی را می خواند که می توانست برای مردم بسیار امیدوار کننده باشد. شعارهایی که همه بوی آرمان هایی را می داد که ملت در بالاترین سطح به دنبال آن بودند. یکی از این شعارها برگرداندن عزت به پاسپورد ایرانی بود. بدست آوردن این عزت نیز بر اساس سیاست های جناب روحانی از طریق ارتباط هرچه بیشتر با جهان غرب بود. تصور آقای روحانی این بود که از طریق مذاکره و گفت و گوهای برد برد بسیاری از سوء تفاهم ها رفع خواهد شد. و ایران با جهان غرب که از نظر آقای روحانی کدخدای جهان محسوب می گردد می تواند به راه هایی دست پیدا کند که از این همه تنش و مشکلات در روابط خبری نباشد و آن ها به چشم دیگری به ایران بنگرند. دیر زمانی نگذشت که امریکا برخلاف اصول دیپلماتیک نماینده معرفی شده از سوی دولت تدبیر و امید به سازمان ملل را راه نداد و سرانجام پس از چندین ماه دولت روحانی مجبور شد به خواسته ی امریکایی ها تن دردهد و فرد دیگری را جایگزین حمید ابوطالب سازد. این در حالی است که توافق نامه ای میان دولت میزبان سازمان ملل (آمریکا) و سازمان ملل وجود دارد تحت عنوان "قرارداد مقر" که در سال 1947 میان دبیرکل وقت سازمان ملل و وزیرخارجه وقت آمریکا امضاء شده مبنی بر اینکه دولت آمریکا به عنوان دولت میزبان سازمان ملل تعهداتی از جمله صدور ویزا و ایجاد تسهیلات لازم برای ورود نمایندگان دولت ها در سازمان ملل دارد.

هر چند آمریکایی ها می دانستند که آقای ابوطالب دیگر آن حمید سال 1358 نیست که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته بود و او بارها نسبت به عملکرد گذشته خویش اظهار پشیمانی کرده بود ولی آمریکا دریافته بود که الان بهترین فرصت برایش فراهم گردیده تا بتواند پاسخ تحقیرهایی را بدهد که با شیوه و سلوک امام خمینی توسط مردم ایران و برخی دولتمردان نسبت به او شده بود. شواهد نشان می داد با سیاست هایی که دولت روحانی در پیش گرفته نه تنها این آخرین تحقیر ایران نیست بلکه آغاز سناریویی است که این دشمن کینه توز برای ایران در نظر گرفته است. فرقی هم ندارد که این تحقیر از سوی خود آمریکا باشد یا هم پیمان های غربی اش یا کشورهای وابسته و مزدور او. و این گونه بود که ادامه ی این سناریو توسط دولت مزدور و مرتجع عربستان ادامه پیدا کرد. در عملی بسیار ننگین و خجالت آور مأموران پلید سعودی به دو نوجوان ایرانی که برای بهره مندی از فیوضات حج به عربستان سفر کرده بودند تجاوز کردند و ننگی ابدی را برای خویش رقم زدند و به آبرو و حیثیت ما ایرانی ها نیز لطمه زدند. در همان موقع که گفته می شد عربستان مرتکبین این جنایت شنیع را به سخت ترین مجازات محکوم خواهد ساخت با اطمینان گفتم عربستان این کار را نخواهند کرد چون با برنامه این کار را کرده است و گرنه مأموران سعودی جرأت انجام چنین جنایتی را نداشتند. هدف تحقیر ایرانیانی بود که سال ها در مکه شعار برائت از مشرکین را سر می دادند. و دیدیم که علی رغم دستگیری این افراد خبری از مجازات آن ها نشد.

هنوز درد این جنایات فجیع التیام نیافته بود که با یک برنامه از قبل طراحی شده هزاران زائر بیگناه از جمله 500 زائر ایرانی را که در آن بسیاری از نخبگان ما بودند به شهادت رسانیدند آن ها نه تنها از این جنایت عذر خواهی نکردند بلکه حاضر نبودند که اجساد مظلوم حجاج را نیز به کشور برگردانند و اگر نبود تهدید مقتدرانه ی رهبر معظم انقلاب معلوم نبود که این اجساد به چه سرنوشتی دچار می شدند. در چنین شرایطی فرصتی استثنایی برای دولت ایران فراهم گشت تا در یک اجماع بین المللی در میان کشورهای اسلامی آبرو و حیثیت برای سران آل سعود باقی نگذارد و با مراجعه به محاکم قضایی بین المللی حقوق از دست رفته بازماندگان حجاج را از کشور سعودی بستاند ولی دولت و وزارت امور خارجه نه تنها این کار را نکرد بلکه آقای ظریف با التماس از برخی سران کشورهای عربی خواستار ملاقات با وزیر رژیم سعودی شد که او اجازه چنین ملاقاتی را هم به آقای ظریف نداد در عوض رژیم سعودی با تبختر حتی حاضر نشد که به وزیران ارشاد و بهداشت ایران که برای پیگیری وضعیت حجاج می خواستند به عربستان بروند ویزا بدهد. و وزیر بهداشت مجبور شد تحت عنوان پزشک بدون مرز به این کشور مسافرت کند و این خود حقارتی دیگر بود که برای دولتمردان ما رقم خورد.

عربستان نه تنها حاضر نشد دیه حجاج مظلوم را به بازماندگان بپردازد بلکه رفتارش روز به روز وقیحانه تر نیز گردید. به طوری که با باج دادن به برخی کشورهای کوچک که در معادلات بین المللی جایگاهی نیز ندارند باعث شد کهروابطشان را با ایران قطع کنند. و چه تلخ بود این قصه پاسپورد ایرانی که قرار بود عزت به آن برگردد.

در کنفرانس جده بر خلاف اصول دیپلماتیک برای نمایندگان ایران ویزا ندادند تا در غیاب ایران علیه حزب الله و ایران قطعنامه صادر کنند و میوه ی ان را در اجلاس بعدی که صدور چهار بند علیه ایران بود بچینند.

برجام و عدم پایبندی آمریکا به آن نمونه ای دیگر از تحقیر پاسپورد ایرانی است. آری دولت ایران با دست و دل بازی از خطوط قرمز تعیین شده رهبری نیز گذر کرد ولی بعد از ماه ها که آقای روحانی با وعده های خود ملت را امیدوار کرده بود متوجه می شویم همه ی این ها سرابی بیش نبوده اند.

در کشور ایتالیا نشست خبری رئیس جمهور روحانی با نخست وزیر این کشور در محل موزهء Capitoline شهرداریِ رُم برگزار شد؛ مسئولین ایتالیایی دقیقا محل برگزاری این نشست را زیر مجسمه بزرگ مارکوس آئورلیوس قرار دادند.

مارکوس آئورلیوس از امپراطوران روم بود که نقش برجسته ای در آخرین دوره جنگ های روم علیه پارت ها (ایرانی ها) داشت.

وی در سال 162 میلادی برادر خوانده اش ( لوسیوس وروس) که جانشین او در امپراطوری بود را به برای مقابله با گسترش نفوذ پارت ها در ارمنستان و غرب بین النهرین به جنگ با آنان فرستاد.

لوسیوس علاوه بر اشغال ارمنستان و غرب بین النهرین ( فرات تا رود خابور ) تیسفون پایتخت اشکانیان را نیز فتح کرد و کاخ بلاش سوم را با خاک یکسان کرد و نواحی غربی بین النهرین را از دولت اشکانی جدا کرد.

این دوره از جنگ های رومیان که از سال 162 میلادی آغاز شده بود، در سال 166 میلادی با پیروزی رومی ها خاتمه یافت و مارکوس آئورلیوس (امپراطور روم ) القاب پارتیکوس و مادیکوس ( فاتح پارت ها و مادها ) را به لوسیوس اعطا کرد.

در حاشیه این نشست قرادادهایی اقتصادی میان ایران و ایتالیا منعقد میشود که این قرارداد ها نیز زیر این مجسمه منعقد شدند؛ این موزه از آنجایی که مملو از مجسمه های عریان و نیمه عریان است حاشیه دیگری نیز برای تیم اعزام شده به ایتالیا به وجود آورد.

مسئولین ذی ربط با قراردادن جعبه هایی در اطراف مجسمه های عریان و نیمه عریان سعی کردند این مجسمه ها را بپوشانند.

انعقاد قرارداد زیر سم اسب پادشاهی که فاتح پارتها و مادهای ایرانی بوده است و پوشاندن مجسمه ها از دوربین خبرنگاران حاضر در این نشست ها دور نماند و خبرنگاران خارجی به این موضوع پرداختند.

به هر حال این هم تحقیر دیگری بود که ابتدا شخص رئیس جمهور را نشانه گرفت سپس مردم ایران.

در اواسط مهرماه سال 1394 بود که ۹ معلم مرد ایرانی و ۱۳ معلم زن به بهانه نداشتن بطاقهالعمل (کارت کسبوکار) و همچنین مجوز کاری در منطقه العین امارات که زیر نظر ابوظبی است، بازداشتشده بودند که البته معلمان زن با قرار کفالت آزاد شدند. اطلاعات بهدستآمده حاکی از آن بود که رفتار بدی با معلمان مرد بازداشتشده در امارات صورت گرفت. این هم نتیجه ی سیاستی بود که دولت روحانی می خواست در پرتو آن عزت را به پاسپورد ایرانی برگرداند.

اخراج دانشجویان مقطع دکترا از دانشگاه نروژ یکی دیگر از مواردی بود که درزمینه ی عزت ایرانی در جهان بینالملل اذهان عموم را به خود جلب کرد.

در این رابطه سرویس امنیتی نروژ مدعی شد که نگران آن است که دانشجویان و دانشمندان ایرانی آموزشهایی را در این کشور فرابگیرند که از این آموزشها بتوان در تولید سلاحهای کشتارجمعی استفاده کرد.

موضوع محدودسازی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور یکی از مواردی است که کشورهای غربی برای محدود کردن و عقب نگاهداشتن ایران از پیشرفتهای علمی و بینالمللی از این حربه استفاده میکند.

سیاست خارجی دولت در این موارد چندان قاطعانه نبوده است و بعضا شاهد انفعال سیاسی در این زمینه بودهایم و همین مسئله سبب شده است که کشورهای مختلف نسبت به تحقیر و توهین به ایرانیان برای از بین بردن اقتدار جمهوری اسلامی ایران دست به کار شوند. به هر جهت به نظر میرسد که این موضوع از دو جهت هم وعده دولت و هم عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران که رهبر انقلاب نیز در سه محور عزت، حمکت و مصلحت در این حوزه بدان تاکید داشتهاند، را زیر سئوال میبرد که دولت باید در این موارد تجدید نظر جدی کند.

ممانعت بحرین از صدور ویزا به حسین موسویان عضو سابق تیم مذاکره کننده ایران توسط دولت بحرین در سال 1394 توسط دولت بحرین که قرار بود در کنفرانس امنیت خلیج فارس در منامه شرکت کند از دیگر مصادیق تحقیر پاسپورت ایرانی بود که در دولت تدبیر و امید صورت گرفت.

برخورد ناشایست برخی از مامورین در مرزهاى کشورهای اروپایی با مهاجرین و متقاضیان ایرانی جهت ورود به این کشورها و عدم انطباق رفتار آن ها با اصول پذیرفته شده حقوق مهاجرین و حقوق بشر به گونه ای بود که صدای مقامات کنسولی وزارت امورخارجه کشورمان را درآورد..

آری این مقام مطلع کنسولی وزارت امور خارجه همچنین تاکید کرد: به دلیل شرایط بد و زندگی مشقت بار ایرانیان در کمپهای پناهجویان اروپا، تعداد زیادی از آنها خواستار بازگشت به کشورمان شدهاند. آری این هم یکی دیگر از تیرهایی بود که در پرتو سیاست خارجی منفعلانه دولت تدبیر و امید نصیب ایرانیان بی پناه گردید.

و اما چرا این سرنوشت را پیدا کرده ایم؟! دلیلش روشن است راه اشتباهی که دولت برای کسب عزت انتخاب نموده است. دولت از همان ابتدا تصورش بر این بود که عزت را می توان در پرتو تفاهم با کدخدا بدست آورد غافل از اینکه عزت عاریه ای ازسوی دیگران و اغیار نیست عزت از سوی خداست عزتی که خداوند در قرآن به صراحت فرموده از آن خدا و پیامبرش و مؤمنان است.

و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین

مَنْ کانَ یُریِدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعا

کسی که خواهان عزت است ]بداند[عزت یکسره از آن خداست.

فلایحزنک قولهم إنّ العزّة للّه جمیعا و هو السمیع العلیم»(5)، «و بشّر المنافقین بأنّ لهم عذابا الیما، الّذین یتّخذون الکافرین أولیاء من دون المؤمنین أیبتغون عندهم العزّة فإنّ العزّة للّه جمیعا»

قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُو?تِى الْمُلْکَ مَن تَشاءُ وَ تَنزِ عُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْ ءٍ قَدیرٌ؛

بگو: بار الها! اى مالک حکومت ها! به هر کس بخواهى، حکومت مى بخشى و از هر کس بخواهى حکومت را مى گیرى؛ هر کس را بخواهى عزّت مى دهى و هر کس را بخواهى ذلیل مى کنى، خوبى ها به دست توست؛ تو بر هر کارى توانایى.

همان طور که مقام معظم ر هبری اقتصاد پویا و اقتصاد نجات بخش را در اقتصاد مقاومتی تعریف کردند در اینجا باید گفت اگر بخواهیم به عزت واقعی دست پیدا کنیم باید بر اساس سیاست مقاومتی حرکت کنیم. سیاست مقاومتی یعنی تکیه بر اعتقادات دینی و انقلابی مردم. تإکید بر روحیه ی استکبار ستیزی و داشتن قدرت و روحیه ی ایستادگی در برابر استعمارگران و قدرت های سلطه گر. سیاست مقاومتی یعنی شناخت دقیق دشمن و عدم تسلیم در برابر خواسته های بی حد وحصر او. سیاست مقاومتی یعنی داشتن اراده ی محکم در نه گفتن به زیاده خواهی های دشمنان زورگو. در سیاست مقاومتی ما نیاز به دولتمردانی داریم که به جای دل بستن به کدخدا به خدا دل ببندند و در پرتو عنایات او با جهان سلطه روبرو شوند. هنوز هم دیر نشده می توان عزت را به پاسپورد ایرانی برگرداند. عزتی که در پرتو سیاست مقاومتی می توان آن را بدست آورد.

نصرالله شفیعی:

انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 3 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:45

صفحه بندی