خرید بک لینک

ساعت: 14:06 منتشر شده در مورخ: 1395/01/29 شناسه خبر: 706835

مایحتمل، دولت ما ظاهرا کلید و جاکلیدی و حتی قفلش را در آمریکا و غرب گم کرده است و شاید کلید روحانی بدل کلید اوباما باشد مِن حیث المجموع خدا می داند به هر حال اینگونه است که عده ای می گویند این است پروسه ی "از تزویر شیخ تا عصای شکننده ی تدبیر"؟!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، عام و خاص می گویند رییس جمهور ما پیش از آنکه یک حقوقدان باشد یک طلبه است و نیک می دانیم که انسان با خواندن چند کتاب حقوق،حقوقدان نمی شود بلکه به اصطلاح حقوق خوان است البته سر صحبت ماجناب آقای فتح الفتوح برجام نیست ...

ولی لزوما می دانیم که منافع ملی هرکشوری طبق ایدئولوژی آن کشور ترسیم می شود هر چند که ایدئولوژی و جهان بینی برخی از این سیاسیون از نوک بینی شان فراتر نمی رود اما باید با آنها ساخت و سوخت و چاره ای دیگر نیست .

حال آنکه کشور ما اسلامی است، بنابراین باید منافع ملی و دینی را با هم در نظر گرفت ولی در دوره "روحانی مچکریم" متاسفانه شاهد لیبرالیزه شدن در سیاست ،فرهنگ،اجتماع،علم و اقتصاد هستیم.

یعنی شاهد تِز جدایی دین از سیاست، فرهنگ،اجتماع،علم و اقتصاد هستیم . از آنجایی که هر دولتی بر مبنای گفتمان خود ریل سیاست گذاری ها را در عرصه ی داخلی و بین المللی می پیماید فلذا دولت دلواپس برجام نیزطبیعتا از این دسته جات سیاسی است. در این راستا می خواهم به گوشه کناری از وجه اشتراک دولت روحانی و دولت موقت بازرگان اشاره ای کنم.
دولت همه جور موقت مهندس مهدی بازرگان

1-به حرّاج گذاشتن انقلاب و اسلام در لباس روشنفکری
دولت بازرگان سعی داشت ساختارهای به ارث رسیده ی پهلوی را حفظ کند و صرفا ، افراد عوض شوند یعنی عمل آقای بازرگان درست ، گویای این ضرب المثل است:"ما می گوییم خر نمی خواهیم جُلش را عوض می کنند،ما می گوییم شاه نمی خواهیم وزیرش را عوض می کنند".او مصداق اینچنین کارها بود . در صورتی که مردم دگرگونی ساختارها را می طلبیدند. ملتی که حرارت انقلابی داشت گرفتار نخست وزیری شده بود که دنبال تغییر نبود و تنها هنرش این بود که می گفت "ما استعفا می کنیم". همین آقای چیز، آنقدر ساده لوح در مسایل سیاسی بود که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند خطر گروهک نهضت آزادی و مهندس بازرگان برای اسلام از منافقین بیشتر است و یک مشت آدم های لیبرال که دین را فدای اغراض دنیا می کردند دور و بر ایشان حلقه زده بودند.
2- تعارض با اندیشه دینی و ملی
درآن زمان که اندیشه حاکم بر فضای انقلاب، یک اندیشه دینی و اسلامی بود متاسفانه برخی از اعضای دولت موقت بازرگان جنگ و دعوا با ارزش های انقلاب داشتند و چوب لای چرخ قطار انقلاب می کردند و حتی علیه مبانی دینی و انقلابی،اظهاراتی می نمودند مثلا "حسن نزیه" در 9 خرداد 58گفت:"این نه ممکن و نه مفید و نه خوب است که بخواهیم تمام مسائل سیاسی،اقتصادی و حقوقی کشور را بر اساس موازین و مقررات اسلامی مورد حل و فصل قرار دهیم." خود بازرگان نیز به کرّار از مکتبی بودن و انقلابی ماندن انتقاد کرده و این رویه را معادل "انحصارگرایی" می دانست .
این موارد ، تنها نمونه ای از خروار است اینک به تفصیل این دو مورد در دولت "روحانی مچکریم" می پردازیم.
1-به حرّاج گذاشتن انقلاب و اسلام در لباس روشنفکری
از آنجایی که پیشرفت هر مملکتی معطوف به سرمایه انسانی(مردم)، قدرت مدیریت و اعتماد نخبگان است دولت فعلی با شعاراعتدال و " وعده ی صد روزه ی حل مشکلات اقتصادی و کلیدی که هنوز در خاطره ی اجداد و نیاکان و فرزندانمان به کابوس تبدیل شده اما پیدا نشده، کلیدی که تا قبل ازانتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم، درتهران و در دست شیخ حسن روحانی بود اما امروزایشان می گوید آن کلید را باید در واشنگتن و در دست اوباما –رئیس جمهور آمریکا-جست .

مایحتمل، دولت ما ظاهرا کلید و جاکلیدی و حتی قفلش را در آمریکا و غرب گم کرده است و شاید کلید روحانی بدل کلید اوباما باشد مِن حیث المجموع خدا می داند به هر حال اینگونه است که عده ای می گویند این است پروسه ی "از تزویر شیخ تا عصای شکننده ی تدبیر"؟! واز قدیم الایام گفته اند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ، خب رویکرد دولت موقت و روحانی اینگونه است که مردم می گویند این دو دولت ،سر و ته یک کرباس اند ولی من می گویم همه ما موظفیم که رئیس جمهورعزیزمان را حمایت و هدایت کنیم تا ان شاءا.. فریب نخورد و به امید کدخدا ننشیند و زانوی مراقبه در پیش نگیرد و سر در جیب تفکر فرو نبرد چون دَم کدخدا و دُم کدخدا را لازم نیست همیشه و همه جا دید. مگر تا سال 84 13روابط حسنه با غرب را تجربه نکرده بودیم؟!

مگر در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی محورشرارت خوانده نشدیم؟! با وجود این همه تحقیر، آیا در عرصه های علمی،تکنولوژی و ...حرفی برای گفتن داشتیم؟!
2-تعارض با اندیشه دینی و ملی
حسن روحانی: میز مذاکره جای ایدئولوژی نیست، جای منافع ملی است.
در اینجا حرف من خطاب به شیخ حسن روحانی این است که کدام منافع ملی را می گویید ؟! منافعی که در جیب حزبی شما می رود یا در صندوق توسعه ملی؟! منافعی که در جیب زنگنه -وزیر نفت- و معاونان و مدیران ارشد حزبی و نزدیکان شما می رود یا در صندوق توسعه ملی؟! منافعی که صرف مطبوعات معارض با اندیشه اسلامی می شود را می گویید یا چیز دیگر را؟! و هزاران منافع اینچنینی.

انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 16:49

صفحه بندی