خرید بک لینک

ساعت: 13:08 منتشر شده در مورخ: 1395/01/27 شناسه خبر: 704568

در سال های اخیر کتب فراوانی در حوزه نقد یا تحلیل آثار هنری و ادبی تألیف و ترجمه شده است. اما این کتاب جایگاه ویژه ای دارد چرا که "درباره نقد" به تعبیری درباره نقد نیست، بلکه درباره نقدِ نقد است یا آنچه که metacriticism (فلسفه نقد/ فرانقد) نام گرفته است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، کتاب «درباره نقد» نوشته نوئل کارول ترجمه صالح حسینی، چاپ اول، نشر نی، تهران، ۱۳۹۳٫

برخی معتقدند نقد یک عمل درونxad نگرانه و احساساتی است، بدین معنی که منتقد در برخورد با یک اثر هنری (به هر دلیلی) یا از آن خوشش میxad آید و یا احساس خوبی نسبت به آن پیدا نمیxadکند. درنتیجه سعی میxadکند به انحاء مختلف این احساس خود را به دیگران منتقل کند و اثبات نماید که اثر مذکور خوب و یا بد یا به تعبیر دیگر زیبا یا نازیبا است.

اما باید توجه داشت که تعیین زیبا بودن یا نبودن آثار هنری-هر چند شاید بخشی از نقد باشد- همه نقد نیست. یک دلیل واضحش این است که آثار هنری فراوانی سخت مورد ستایش منتقدان هستند که به هیچ معنای متعارفی زیبا نیستند. به همین دلیل اکتفا به احساسات حاصل از برخورد شخصی با یک اثر هنری نمیxad تواند راهxadگشای ما در نقد آن باشد. در حقیقت اگر زیبایی را در حیطهxad ای محدود در نظر بگیریم –یعنی مربوط به لذتxadهای حاصل از بینایی و شنوایی- در این صورت، باید واضح باشد که دامنه مفهوم زیبایی تنگ تر از آن است که بتواند گنجینه واژگان مورد نیاز نقد را برای برآورد ارزش آثار هنری در اختیارمان بنهد؛ نه تنها از آن رو که آثار هنری ارزشمندی هستند بلکه به این دلیل که ویژگیxad های دیگری به غیر از ارزش زیبایی دارند.

عمده ارزشی که منتقدان در آثار هنری کشف می کنند مربوط به آن نوع از دستاوردهای عقلانی و اندیشمندانهxad ای است که بر اساس الگوی نظام ادراکی فعال پایه xadمان چندان قابل فهم نیستند. اگر منتقد بتواند به روشی برون نگر (واقع نگر) یا به عبارت دیگر اثبات شدنی به شیوه xadای مفاهمه پذیر، اثبات کند که اثری هنری به مقوله هنری خاصی تعلق دارد، آن مقوله اغراض معینی دارد و این اثر آن ها را محقق می کند، آنگاه عمل نقد به درستی انجام گرفته است. در حقیقت منتقد دستمایهxad های منطقی و مفهومی لازم را برای صدور احکامی برون نگر (واقع نگر) خواهد داشت.

دست کم می توان سه نوع دلیل واقع نگرانه در تأیید اقسام دسته بندیxad های مربوط به ارزیابی نقادانه اقامه کرد. که عبارت اند از: دلایل ساختاری، دلایل تاریخی-زمینه ای و دلایل مربوط به قصد.

نوع اول دلایل ساختاری است که اثر هنری را ذیل مقوله هنری مناسبی جای میxadدهد. هر اندازه خصوصیات مشترک اثری با آثاری متعلق به مقوله مورد نظر کم تر باشد تعلق اثر هنری به مقوله مورد نظر کم تر است و بالعکس.

نوع دوم تعیین جایگاه اثر در بستر تاریخ هنر- خواه در زمینه نهادی هنر و خواه کلی xadتر در زمینه فرهنگی- است. اگر رسم متداولی در هنرآفرینی در بستر تاریخ هنر در جریان بوده که اثر از دل آن برخاسته است، تا حدی ضمانتی منطقی و عقلانی به ما می دهد که اثر مورد نظر را همچون نمونه xadای از آن رسم هنری دسته بندی کنیم.

نوع سوم از دلایل واقع نگرانه مربوط به شناخت درست قصد و هدف هنرمند است. منتقد با شناسایی مقوله xadای که اثر هنری به آن تعلق دارد، برداشتی از غرض یا غایات آن اثر به دست میxad آورد و بر اساس آن می xadتواند بفهمد که آیا آن اثر بر مبنای خودش موفق بوده است یا نه.

لازم نیست که تعیین دسته بندی درست اثر همواره بر مبنای هر سه این منابع استوار باشد. گاهی دلیلی ساختاری یا دلیلی تاریخی-زمینه ای یا دلیلی مربوط به قصدِ هنرمند، به تنهایی برای انجام نقد کفایت میxadکند.

باید توجه داشت موارد گفته شده، ذاتاً صورت گرایانهxad اند اما میxad توان یک اثر هنری را از جنبه xadهای غیرصوری آن مانند ابعاد اخلاقی، سیاسی و یا شناختیxad اش نیز ارزیابی کرد.

همچنین اگر یک اثر هنری به چند مقوله هنری مختلف متعلق باشد و در نتیجه به ارزیابیxad های مختلطی بیانجامد، هیچxadگونه مشکلی ایجاد نمیxad کند. در واقع حتی هنگامی که اثری در مقوله هنری واحدی در نظر گرفته میxadشود باز هم ممکن است نتایج مختلطی حاصل کند، تنها از آن رو که آن مقوله هنری واحد اهداف یا مقاصد متعددی را میxad جوید.

جهت آشنایی بیشتر و مفصلxad تر با مفاهیم مذکور، به کتاب عنوان شده در ابتدای متن به ویژه «فصل چهارم: ارزیابی مسائل و چشم اندازها» رجوع فرمایید.

انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 27 فروردين 1395 ساعت: 16:01

صفحه بندی