خرید بک لینک

ساعت: 21:24 منتشر شده در مورخ: 1395/01/17 شناسه خبر: 694007

این سرزمین خانه ی مردانی است که جان خود را دادند تا عزت ملتشان خدشه دار نشود نه اینکه عزت مردمانشان را به خاطر یک جایزه لگد مال کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گروه دانشجویی “موج چهارم” :سالهاست که سبک سینمای ایران به یک کلیشه تبدیل شده است، کلیشه ای که افق نگاهش به سمت دریافت اسکار از دست

کسانی است که آرزو دارند ایران را در دید جهانی کشوری پر از تحجر و خشم و نفرت و فقر و فساد و تبعیض جا بیاندازند.

باید گفت که سینمای ایران توانسته است این کار را به خوبی انجام دهد و آنها را به آرزوی خود برساند، چرا که با یک نگاه کلی به جشنواره ی فیلم فجر در سالهای اخیر می توان به یک نقطه ی مشترک بین اکثر فیلم های جشنواره پی برد و آن هم فضای به شدت تاریک، سیاه و ناامید کننده ی موجود در این فیلم هاست ؛ فضایی که برای خروج از آن راهی جز فرار و خروج از ایران وجود ندارد.

در اکثر فیلم های مطرح سالهای اخیر جشنواره مانند “جدایی نادر از سیمین، هیس، قصه ها، جایی دیگر و اخیراً هم ابد و یک روز”، فضای فیلم ها تلخ و تاریک است به طوری که وقتی مخاطب به پایان فیلم می رسد کاملاً یاس و ناامیدی تزریق شده در فیلم را حس میکند.

فیلم طوری طراحی شده که هیچ روزنه ی نوری را باقی نمی گذارد و تنها راه خروج از این تاریکی را رفتن از این مملکت میداند، به عنوان مثال در فیلم “جدایی نادر از سیمین” اثر آقای اصغر فرهادی ؛ در اولین سکانس سیمین جهت خوش بختی آینده ی دخترش قصد خروج از ایران را دارد اما نادر به دلیل شرایط بیماری پدرش حاضر به سفر به خارج نیست و وقتی سیمین به قاضی میگوید که من دوست ندارم دخترم در این شرایط بزرگ شود قاضی، که به جای آن دوربین قرار گرفته و رو به روی نادر و سیمین است به سیمین می گوید چه شرایطی؟ خانوم چه شرایطی، این همه دختر در این مملکت زندگی میکنند . . . و بعد سیمین ساکت می شود و داستان به جریان می افتد و سپس آن فضایی که سیمین می خواست از آن فرار کند و دخترش را هم ببرد کاملاً در فیلم نمایش داده می شود، از همان دادگاه های بسیار شلوغ تا خانه ی بهم ریخته و آشفته و زن بارداری که فقط برای ۳۰۰ هزار تومان باید تمام این خانه را هر روز تمیز کند و از یک پیر مرد آلزایمری مراقبت نماید، و شخصیت های این فیلم که به خاطر شرایط بد زمانه جبرا به بدترین صفت اخلاقی یعنی دروغ عادت کرده اند، همه ی اینها از این مملکت یک سیاه چال تاریک می سازد که راه خروج از آن مهاجرت به خارج است که این همان آرزوی دشمنان این ملت است.

طبیعی است که چنین فیلمی تمام جوایز بین المللی را درو کند و اسکار و گلدن کلاپ دریافت کند و سخنگوی کاخ سفید رسماً از اصغر فرهادی اسم ببرد و از او تشکر و قدردانی کند، البته این حرف به این معنی نیست که فیلم از نظر فنی ارزشمند نیست بلکه اتفاقاً فیلم در سطح بالایی از نظر فنی قرار دارد اما آنچه که اصل یک فیلم است محتوای آن است نه قالب فنی آن.

در جامعه هیچ کس منکر وجود فقر و فساد نیست اما وقتی این فقر و فساد آن قدر در فیلم نمود پیدا کند که گویی جز فقر و فساد هیچ چیز دیگری در جامعه وجود ندارد، سیاه نمایی پدید می آید و این سیاه نمایی در داخل موجب یاس و ناامیدی میشود و در بیرون مرزها وجهه ی ایران اسلامی که خود را پرچم دار فرهنگ و انسانیت و اخلاق می داند لگدمال میکند.

این فیلم به کارگردانان ایران آموخت که چگونه میشود اسکار گرفت و راهی باز کرد که تاکنون فیلم سازان عقده ی اسکار آن را می پیمایند و این را به وضوح میشود در ده ها فیلم جشنواره ی فیلم فجر دید که همه ی این فیلم ها فضای کاملاً تاریک و سیاه و پر از ظلم و تبعیض و فساد و فقر را نشان میدهند و به امید دریافت اسکاری از دست چند یهودی ؛ اما این سرزمین خانه ی مردانی است که جان خود را دادند تا عزت ملتشان خدشه دار نشود نه اینکه عزت مردمانشان را به خاطر یک جایزه لگد مال کنند.

احمد محمدزاده / فعال دانشجویی خوزستان

ایمیل سایت خبری – تحلیلی موج چهارم جهت ارسال اخبار :

[email protected]

[email protected]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 18 فروردين 1395 ساعت: 1:08

صفحه بندی