ساعت: 19:31 منتشر شده در مورخ: 1395/01/15 شناسه خبر: 691882
دکتر ارمان احمدی زاد استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه کردستان در پژوهشی به وضعیت صنایع کوچک و متوسط استان کردستان پرداخته است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کرددانش، دکتر ارمان احمدی زاد استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه کردستان در پژوهشی به وضعیت صنایع کوچک و متوسط استان کردستان پرداخته است.
متن کامل این پژوهش در زیر آمده است:
چکیده:
تحقیقات زیادی، نشان می دهند که صنایع کوچک و متوسط منبع اصلی توسعه فناوری و ایجاد مشاغل هستند. این گونه صنایع درحالی که در معرض رقابت بالا قرار دارند و از نرخ ماندگاری پایین رنج می برند، نسبت به برخی از محدودیت ها همانند دسترسی به منابع مالی، نیروی کار ماهر و حمایتهای عمومی آسیب پذیر هستند. این تحقیق بمنظور نشان دادن نقش صنایع کوچک و متوسط در فرآیند توسعه صنعتی و اقتصادی استان کردستان، صورت می پذیرد. پژوهش حاضر از چند روش صورت گرفته است. ابتدا، بررسی جامعی از مرور ادبیات موضوع برای دستیابی به تجارب ملی و بین المللی به منظور بررسی وضعیت نظریه ها، روشها و نتایج کاربردی مهم برای شکل دادن به ساختار این پژوهش و مشخص کردن نیازمندی های داده ها انجام می شود. سپس، وضعیت زیربنای صنعتی و توزیع صنایع از طریق مشخصه های مهمی مانند ظرفیت، منابع، آموزش، اعتبار، اشتغال و دارایی های سرمایه ای بررسی می شود. مقایسه ای در سطح ملی انجام می شود. به علاوه، براساس یافته های ادبیات موضوع و آنالیز ساختار صنعتی، مجموعه داده های گردآوری شده در سطح استان ارائه می شود و بخش صنعتی را به خوبی دربرمی گیرد. چندین شاخص ترکیبی پارامتریک و ناپارامتریک که زیربنای توسعه هستند تخمین زده می شوند. براین اساس یافته هایی از نتایج تجربی و ادبیات موضوع پیشنهاداتی به منظور سیاست گذاری در بخش صنایع کوچک و متوسط برای بهبود زیربنای صنعتی و عملکرد صنایع کوچک و متوسط، ارائه می شود.
واژه های کلیدی: سازمان های کوچک ومتوسط، توسعه زیربنای صنعتی، استان کردستان، شاخص های ترکیبی
در بحث صنایع کوچک و متوسط در سطح جهانی، مفاهیمی چون راه اندازی، عملکرد، ماندگاری، رشد، تأمین مالی، نیروی کار ماهر، حمایتهای عمومی و رقابت بیشترین بررسی را دارند. بر اساس گزارش بانک جهانی، که موقعیت اقتصادی کشورها را در یک سطح جهانی بررسی کرده، اقتصاد ایران در مرحله گذار از تولید به بهره وری است. تحت چنین شرایطی، طبیعی بنظر میرسدکه داده هایی برای مفاهیم مذکور وجود ندارد.
علیرغم اینکه صنایع کوچک و متوسط با تعدادی از این موانع در توسعه شان روبرو می شوند، اندازه کوچکشان به این معنی است که، این گونه صنایع دسترسی محدودتری به منابع مالی ، هزینه های نسبتاً بالایی در دسترسی و بهره برداری از فناوری اطلاعات ، ناکارامدیهای های مهارتی در بهره برداری از فناوری اطلاعات ، ناکارامدی های کارآفرینی، مدیریتی، حسابداری، بازاریابی و مهارتی، عدم اطلاعات درباره فرصت های بازار، هزینه های تراکنش بالای برآمده از دسترسی به زیربناهای حمل ونقل، و هزینه های اعتباری، عدم مهارت در مواجهه با مشتریان در دو بازار داخلی و خارجی، دانش محدود درباره ی زبان و فرهنگ و همینطور موضوعات بوروکراسی و قانونی در صادرات دارند. ظرفیت سازی، بهبود نظارت، کاهش هزینه های معامله، بهبود ورود به بازارهای آزاد، نشان دادن محدودیتهای بدون تعرفه، افزایش دستیابی به اینترنت، و تسهیل تجارت و سرمایه گذاری، همگی بطور مستقیم به بهبود ظرفیت صنایع کوچک برای ورود به بازارها و رشد منطقه ایشان مربوط می شوند.
استان کردستان به عنوان یک استان محروم و توسعه نیافته، اما دارای قابلیت های فراوان توسعه، بایستی فرصت صنعتی شدن را در زودترین زمان ممکن پیدا بکند. در این راه، لازم است، یک استراتژی صنعتی برای آن تدوین گردد. به منظور صنعتی شدن در حداقل مدت زمان، دولت بایستی یک سری برنامه اقتصادی برای بسیج کردن منابع بهره ور طراحی کند. در ابتدا، دولت بایستی از ظرفیت جاری مؤسسات، بسیج منابع، حفظ صنایع نوپا، تخصیص اعتبارات کافی، تدوین نقشه راه صنعتی و پیش بینی ها، حداقل برای رسیدن به میانگین کشوری استفاده کند. ایجاد صنایع تبدیلی اقدام مهمی است که دولت بایستی در سیاست گذاری صنعتی اش به آن بپردازد.
در یک برنامه توسعه کوتاه مدت، لازم است که استان کردستان از لحاظ زیربنای صنعتی حداقل به میانگین کشوری برسد. به طور خلاصه، استان کردستان علی رغم دسترسی اش به منابع طبیعی، از لحاظ زیربنای صنعتی بسیار کمتر از میانگین کشوری است (994/0 برای استان کردستان در مقابل 361/1 میانگین کشوری). در شکل جزیی تر آن، زیر شاخص های ظرفیت با 255/0، منابع با 094/0، آموزش با مقدار 087/0، اعتبار با عدد 253/0 و اشتغال با 151/0 بسیار پایین تر از میانگین کشوری به ترتیب 258/0، 276/0، 201/0، 307/0، و 181/0 هستند. با در نظر گرفتن همبستگی های بدست آمده برای مؤلفه های ذکر شده و شاخص زیربنای صنعتی منطقی بنظر میرسد که به ترتیب بر مؤلفه های ظرفیت، اشتغال، منبع، آموزش، اعتبار و دارایی ها سرمایه برای رسیدن به میانگین کشوری سرمایه گذاری شود. تفاوت در مؤلفه ی منبع برای استان کردستان در مقایسه با میانگین کشوری زیاد نیست. بنابراین، این مؤلفه نمی تواند به طور مؤثری به موفقیت استان در رسیدن به سطح مطلوب DII کمک کند. به دلیل تفاوت زیاد مؤلفه ی منبع برای استان کردستان در مقایسه با میانگین کشوری، و همبستگی زیاد آن با DII، سرمایه گذاری بر روی این مؤلفه، اولین زیربنای صنعتی است. طبق نتایج بدست آمده از پژوهش، در گروه منبع، افزایش مساحت زمین ها، تأمین تسهیلات زیربنایی بیشتر (آب، برق و اینترنت)، ایجاد ایستگاههای آتش نشانی و تصفیه خانه های فاضلاب، و ایجاد فضاهای سبز بیشتر می تواند به توسعه سریعتر استان برای رسیدن به DII مطلوب کمک کند. مؤلفه ی بعدی برای سرمایه گذاری آموزش است. برای این منظورتوجه بیشتر به دوره های آموزشی مؤثرتر و تورهای صنعتی بترتیب لازم است. مؤلفه اعتبار، مورد دیگری است که بایستی به آن توجه شود. در این گروه اولویت بندی اعتبارات تصفیه خانه های فاضلاب، اعتبارات زیربنایی و اعتبارات عمرانی به ترتیب به دست آمد.
همانگونه که بیان شد، پیشنهادات بالا برای توسعه مسائل زیربنایی است. در یک برنامه میان مدت پیشنهادات زیر ارائه می شود. همانگونه که می دانیم بخش صنایع کوچک و متوسط برای رشد اقتصادی، و بطور خاص برای ایجاد فرصت های شغلی مهم هستند. برای سیاستگذاران درک اینکه این موتور کارآفرینی به توسعه سریعتر کمک می کند، مهم است. دولت نقش کلیدی در ظرفیت سازی صنایع ایفا می کند. ابتدا، در ایجاد کردن سطحی از مداخله عمومی. کلید موفقیت یک استراتژی توسعه ایجاد محیطی است که این صنایع را در فضای رقابتی در حالت برابر قرار دهد. دولت ها نیاز دارند، هزینه ها و درآمدهای مقرراتهایی که وزن نامتناسبی را به صنایع کوچک و متوسط می دهند، پیاده سازی مقررات با نیازهای منعطف صنایع کوچک و متوسط، و تأکید بیشتر بر رقابت و خط مشی ها را باز ارزیابی کنند. سپس، در مورد هدف قرار دادن دقیق هزینه های عمومی به منظور استفاده کارآمد از منابع عمومی کمیاب، دولت ها نیاز دارند استراتژی شفاف و هماهنگ کننده را که با دقت مرز بین حقوق صاحبان و اهداف کارآمد را مشخص می کند، طراحی کنند. هزینه های عمومی بایستی محدود به خدمات و گروههای هدفی شود که بوسیله بازار امکانسجی می شوند و توجیه کافی براساس محصولات عمومی و حقوق ذینفعان دارند. همچنین کمک های خارجی به دولت می تواند نقش کلیدی در موفقیت صنایع از طریق دسترسی به تأمین مالی، زیربنایی، برنامه های آموزشی، و کاهش بوروکراسی ایفا می کند. حمایتهای دولتی در یک سطح منطقه ای از طریق سرمایه گذاری در امور زیربنایی که به طور مستقیم بر کارایی بازار صنایع کوچک و متوسط اثر می گذارد، مهم است. سیاست گذاران نیاز دارند که بر حذف موانعی که بر روابط تجاری اثر می گذارد، متمرکز شوند. به دلیل ماهیت این گونه صنایع آنها نیاز دارند حمایت های عملی خارجی را انجام دهند.
در این پژوهش، مطالعه جامعی از ادبیات موضوع به منظور کسب تجارب ملی و بین المللی برای مشخص کردن وضعیت، نظریه های مهم، روش ها و نتایج کاربردی برای شکل دادن ساختار تحقیق و مشخص کردن نیازمندی داده ها، انجام شد. وضعیت زیربنای صنعتی بوسیله خصوصیات مهم همچون ظرفیت، دسترسی به منابع، آموزش، اعتبارات، اشتغال و دارایی های سرمایه ای از دیدگاه سیاست گذاری عمومی بررسی گردید.
در بحث صنایع کوچک و متوسط در سطح جهانی، مفاهیمی چون راه اندازی، عملکرد، ماندگاری، رشد، تأمین مالی، نیروی کار ماهر، حمایتهای عمومی و رقابت بیشترین بررسی را دارند. بر اساس گزارش بانک جهانی، که موقعیت اقتصادی کشورها را در یک سطح جهانی بررسی کرده، اقتصاد ایران در مرحله گذار از تولید به بهره وری است. تحت چنین شرایطی، طبیعی بنظر میرسدکه داده هایی برای مفاهیم مذکور وجود ندارد. خصوصاً، در بخش صنایع کوچک و متوسط، بدلیل تغییر مقررات به شیوه ای نامشخص و در بازه های زمانی نامشخص، پیچیدگی دسترسی به داده ها مضاعف می شود. تا چند سال پیش صنایع کوچک و متوسط به عنوان بخشی از اقتصاد غیر رسمی در نظر گرفته می شد. به علاوه، اطلاعات قابل اتکاء درباره فروش، بهره وری، سود، هزینه ها، ارزش افزوده و سطح تکنولوژی قابل دسترسی نبود. مسئولان سازمان صنایع کوچک و شرکت شهرکهای صنعتی اظهار کردند که: " از سال 1389، پیرو یک طرح آماری، هر ساله یک آمارنامه که شامل متغیرهای ذکر شده (که در اینجا متغیرهای زیربنایی نامگذاری شده اند) در این پژوهش در سطح ملی و استانی انتشار می یابد." با در نظر گرفتن دلایل مذکور، مسئله اصلی بررسی زیربنای صنعتی است. به این دلیل که متغیرهای ذکر شده در این آمارنامه مربوط به مسائل زیربنایی هستند.
یکی از حوزه های جذاب و مهم بعد از بررسی زیربنای صنعتی، خوشه بندی صنایع است. به علاوه، به دلیل توجه بیشتر دولت و بخش خصوصی به این موضوع، انتظار می رود در آینده ای نزدیک داده های مرتبط با این حوزه در دسترس قرار بگیرد.
پیشنهاد می شود، بررسی و یافتن پتانسیل ها و محدودیتهای خوشه بندی صنایع کوچک و متوسط در سطح ملی و استانی صورت بگیرد.
قدردانی و تشکر
پژوهش حاضر با حمایت مالی و معنوی دانشگاه کردستان انجام شده است و ضروریست از معاونت پژوهشی دانشگاه کردستان (جناب آقای دکتر سلیمی)، معاونت پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی و انسانی (جناب آقای دکتر داریوش شیخ الاسلامی وطنی) و اعضای گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه کردستان تشکر و قدردانی به عمل آید.
دکتر آرمان احمدی زاد – استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه کردستان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار